السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

6

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

« رسائل » خويش و نيز مرحوم سيد حيدر آملى كه از عارفان نامدار شيعى و نيز صاحب شرح بر فصوص الحكم محى الدين است ، در كتب خويش به بحث پيرامون ولايت پرداخته‌اند . ديگر از شارحان فصوص ، كسانى همچون بابا ركنا ( ركن الدين شيرازى ) ، در شرح خويش بر فصوص ، موسوم به « نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص » كه پس از انقلاب اسلامى امت هوشيار و بيدار و قهرمان ايران ، به چاپ رسيده است ، به مناسبت‌هاى مختلف در شروح خويش بحث از ولايت عرفانى به ميان آورده‌اند كه سعى جملگى آنان مشكور است . اكنون كه نام انقلاب عظيم اسلامى برده شد ، قلم بىتابى مىكند كه نامى از آن مجسمهء زهد و تقوى و فضيلت كه خود بانى و مؤسس اين انقلاب شكوهمند است به ميان نياورم . منظورم نائب بزرگ و عظيم‌الشأن امام زمان ( عج ) است ، يعنى رهبر بيدار و هشيار و قهرمان انقلاب اسلامى ايران ، حضرت آية اللّه العظمى و علامة الكبرى امام خمينى ( روحى فداه ) است كه جان صد چون من فداى جان او است ؛ امامى كه دل‌هاى اهل معنى مشتاق لقاى اويند و روح‌هاى پاك جوانان سلحشور اين مرز و بوم ، سر در فرمان او دارند . امام بزرگ ما ( دام ظله ) كه خود از عارفان اهل يقين و از راسخان در حكمت و معرفت و جامع معقول و منقولند ، از فارسان تندتاز و تيزگام و ميدان‌دار وادى عرفان نيز هستند و در زمينهء مباحث عرفانى نيز تأليفات منيف و سودمند و عزيز و گرانبها دارند . حضرت امام ( روحى فداه ) رساله‌اى دارند به نام « مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية » كه به طبع نيز رسيده است و در آنجا عميق‌ترين بحث‌ها و دقيق‌ترين تحليل‌ها را دربارهء مسئلهء « وحدت وجود » و توحيد به سبك عرفا و مسئلهء « اسما و صفات » و « اعيان ثابته » و « عوالم وجود » و « خلافت و ولايت » مطرح فرموده‌اند كه بايد گفت : حدّ ، همين است سخندانى و زيبايى را . علامهء بزرگوار ، مرحوم حاج آقا حسين طباطبايى تبريزى ( قدس سره ) نيز به بزرگان اهل يقين و اكابر عرفاى الهى تأسى جسته و به شرح سير معنوى و سلوك روحانى خويش از مقامات تبتل تا فنا و از آنجا پايه پايه تا ملاقات خدا